یکشنبه 22 فروردین 1400

متن غمگین

متن غمگین انگلیسی متن غمگین مرگ خودم متن غمگین دلتنگی متن غمگین زندگی متن غمگین فلسفی متن غمگین تنهایی کوتاه متن غمگین کوتاه برای بیو متن غمگین طولانی

ما انسان هستیم. انسان هایی که قادر به لمس و بروز احساسات انسانی هستیم. احساساتی مانند خوشبختی ، عشق ، هیجان , اندوه و غم… را درک می کنیم و می فهمیم. غم یکی از احساسات آدمی است؛ در واقع شاید بتوان گفت یکی از احساسات رایج مردم, به خصوص در ایران. اگرچه غم یکی از احساسات رایج ما است ، اما در مورد غم و اندوه به صراحت و راحتی نمی توان با دوستان یا خانواده صحبت کرد. در مورد غم به راحتی نمی توان با احساسات برخورد کرد. اگر غمگین هستنید کمی استراحت کنید. به خودتان زمان دهید و فکر کنید. چشمان خود را ببندید, نفس عمیق بکشید و دوباره به زندگی متمرکز شوید. در این مقاله برای شما مجموعه ای از متن های غمگین و جملات درمورد غم و ناراحتی را آماده کرده ایم. امیدواریم این پست برای شما مفید واقع شود. می توانید از این متن ها برای کپشن اینستاگرام و بیو تلگرام استفاده کنید و یا برای دوستان و آشنایان خود ارسال کنید. با ما همراه باشید.

متن غمگین

این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن

هزاران کارگر در من مشغول کارند

روحیه ام در دست تعویض است!

وقتی دلت مثل من ترک برداشت

دیگر آمدن یا رفتن

بودن یا نبودن

هیچ فرقی نمی کند

آدم یک روز به جایی می رسد

که دلش می خواهد همیشه بخوابد

خواب چقدر خوب است

برای نداشتن ها …

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم ،

چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد

در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،

دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”

و اگر نخواهد “نمی شود”

بی پناهی یعنی

زیر آوار کسی بمانی

که

قرار بود

تکیه گاهت باشد…

مثل سیگار نصفه افتادم

در جهانی که پمپ بنزین بود…

جملات غمگین برای بیو تلگرام

ما را از کودکی

به جدایی ها عادت داده اند

همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند:

خوب ها / بدها

از نگاه تو تمام آیینه ها شکست؛

در نبودنت، چه غبار غمی نشست.

بر روی این آیینه ها …..

باران که می بارد

دلم برایت تنگ تر می شود

راه می افتم

بدون چتر، من بغض می کنم، آسمان گریه

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش

همین بس که :

نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است

با تیغِ کُند

حالا که دلم را نمی خواهی

ساده می روم

اما

عکس هایم را پاره نکن

من در آن عکس ها

کنار ِ تو

لبخند نزدم

با تمام ِ جانم خندیدم …

زندگی چون قفسی است،

قفسی تنگ ، پر از تنهایی

اس ام اس غمگین

امروز کسی از من پرسید چند سال داری

گفتم روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم

کودکی چند ساله ام . . .

 استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …

شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !

من از دوری تو منقرض شدم …

راه رفتن را یاد گرفتیم

تا دویدن را بلد شویم

دویدن را یاد گرفتیم

تاراهی برای زودتر رسیدن بیابیم

دویدیم و دویدیم و دویدیم

بی آنکه بدانیم سهم ما از زندگی

فقط دویدن بود

نه رسیدن

غمگینم،

چونان پیرزنی که

آخرین سربازی که از جنگ بر میگردد

پسرش نیست….

نبودنت

درد است و درد را از هر طرف بنویسی

درد است

و تو از هر طرف که بیایی درمانی …

***

رفتن تو پایان این قصه نبود.

حالا من با این شهری که اغشته به بوی توست چه کنم!!

متن کوتاه درمورد ناراحتی و غم

    نیمکت با هم بودنمان

تنهاست

باران میبارد و

جایت خالی تر از همیشه است …

ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺮﺽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ

ﻃﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﺍﯾﻦ ﺭﻧﺪﺍﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ب ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﯽ ﺳﺖ ک ب ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ…

تـــــــــــو که نمی دانی‌

هر آدمی‌ دل تنگی های مخصوص خودش را دارد

و تــــــــــــو پنهانی ترین

دلتنگی منی …

گاهی چشم ها راست نمی گوید

نِگاه هایی که طعم گَس داردو هوس هایی که طعم لبخندو غلط کردن های بی جای عاشقی.

دریای خوش باوری ها هیچ وقت ساحل ندارد و همچون سَراب صحرا تو را سمت جنون میبرد.

بیهوده بود بی خوابیها وبه آتش کشیدن سیگارها برای ترک عادت تو ،آن چنان شتابان دور شدی و رفتی که من هنوز به

دوردَستهایت مبهوتم.

سهم تو ازمن چه بود که بالبخند ژکوند بیایی و آتش بزنی خرمن دلی را که تکه پاره اش هم مرا به زندگی دلگرم نمی کند.

قانونهای نانوشته در هیچ کتابی نیست ولی وجود دارد و اجرا میشود، همانند تو.

از ابتدای ممنوعه ها دیوانه وار میدانستم که توالی خطوط مانع امتداد جریان آب است ولی باز سیب  را با اشتیاق گاز زدم.

دلتنگیم همانند خانه ای است که پنجره ای به فرامشی نداردوتندیسی از یک مرد با تکه های شکسته شیشه دارد.

عاشقانه های دلم مبدل به احمقانه های در هم پیچیده درخت پیچکی شده که مرا در بند ابدیت محکوم کرده.

تو رفتی و من دیگر اشک نریختم قرص ها را خوردم و آرام به انتظارت در دنیایی که دیداری من وتوست به انتظار نشستم

این روز ها خیلی ها زندگی نمی کنند !

فقط ادامه می دهند !

شعر غمگین

    تـو با قلب ویرانه مـن چـه کردی؟

ببین عشق دیوانه مـن چـه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم

توبا بال پروانۀ مـن چـه کردی؟

ننوشیده ازجام چشم تومستم

خماراست میخانۀ مـن چـه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟

تـو با حسرت شانۀ مـن چـه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفرکرده باخانۀ مـن چـه کردی؟

جهان مـن از گریه ات خیس باران

تـو با سقف کاشانه ی مـن چـه کردی؟

زندگی تلخ ترین…

خواب من است!

خسته ام خسته از این خواب بلند

غم ک از حد بگذرد، دل حس پیری میکند

سن هرکس را، غمش اندازه گیری میکند

خسته ام …
مثل اسیری که به هنگام فرار یادش امد

کسی منتظرش نیست . نرفت ……

چرا همه می گویند :

چون میگذرد غمی نیست

چرا هیچ کس نمی گوید :

تا بگذرد درد کمی نیست

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام نکته چی و لینک مستقیم بلا مانع است.